واجد على خان
4
علم الأبدان ( فارسى )
حدس صائب و فكر رسا بر غوامض و دقائق و عمر دراز بايد كه درين دو عمل استكمال بهم رساند لهذا درين باب آنچه مايلزم و استعلام بران ضرورى بود بانتخاب آن اهتمام رفت و حق اينست كه نبض و تفسره چنان كه شاهدان حال بطوناند سحنه و لون زبان و افعال و احوال مريض نيز شاهدان قومىاند و ازين هم حال بطون بوجه احسن معلوم توان كرد و صاحب مفرح القلوب در اكثر مقامات بحسب مقتضاى محل متن مع شى زائد بيان فرموده امّا در تشريح از مغز استخوان اشعارى نفرموده و ماتن عليه الرحمة نيز درين اهمال فرموده و شك نيست كه مغز چيزى غير استخوانست و مانند استخوان آن هم حيات دارد و بهرهء از تغذيه و تنميه او را هم مىرسد و اگر نرسد لاجرم مغز در استخوان خشك شود و احداث آفت در ابدان ذى حيات نمايد و چون معرفت بحران جزوى از نظرياتست دور شرح و متن ازين هم اهمال به عمل آمده درين نسخه منتخبه از طب اكبر كه آن هم تاليف شارح ممدوح است كه اسباب و علامات و معالجات را به فارسى ترجمه فرموده اخذ و استنباط نموده در آخر اين كتاب شامل كرده شد كه در نظريات شمول آن هم ضرورتر بود چشمداشت از لطف و كرم ارباب فن آنست كه اگر سهوى يا خطاى ملاحظه فرمايند باصلاح آن دريغ نكند يا بذيل عطا بپوشند و اين مجموعهء را [ علم الابدان ] بعلم الابدان موسوم نمودم و نسخهء ديگر را كه بهدايت الهى بعمليات مرتب شده بشفاء ابدان مسمى گرانيدهام تا مبتديان را از علم و عمل هر دو بهره كامل حاصل شود و اين كتاب مشتمل است بر بست باب باب اول در تشريح اعضاى انسانى بدانكه تشريح باصطلاح اطبا عبارتست از علمى كه بدان حقيقت و صورت و كيفيت و كميت اعضاء انسانى شناخته شود و چون تفصيل اعضاى صورت نوعيه انسانى عقلا مقدمتر بر ديگر امور طبعيه است لهذا ابتدا بتشريح اعضا كرده شد و فن تشريح را اطباى فرنگستان بسبب مشاهدات هر جزو عضو خوبتر مىدانند و اطباى هندوستان بجز علم كتابى از مشاهدات اصلا بهره ندارند و فقط علم كتابى مفيد فن جرّاحى نيست به همين جهت در اداى فن جرّاحى و قطع و بريد اعضا عاجز و قاصراند امّا اينقدر آگهى دارند كه معالجات امراض بادى و سازجى كه باعضا لاحق شود بوجه احسن مىكنند لهذا درين مقام همينقدر بگزارش مىآيد كه متعلمان از كيفيت